در دنیای امروز به مقوله غذا و غذاخوری ، فراتر از نیاز بشر نگاه می شود. در دنیای گسترش فرهنگ ها و آداب و رسوم ملل ، غذا از آن دسته مقولاتی است که دیگر از نیاز و حتی خواست بشر فراتر رفته است و برای ملت ها به بخشی از فرهنگ آنها تبدیل شده است. فرهنگ غذا و غذا خوری. غذای ملت ها امروز سفیر آن کشور ها در نقاط مختلف دنیاست. از نزدیکترین آنها تا دور افتاده ترینشان.  چه بسا در  زمانه ی کنونی،  ما بر غذاهای خود نام برخی نقاط از جهان را می بینیم که حتی یافتن آن نقاط را بر نقشه جغرافیا دشوار می یابیم.  همین امر توجه به امر غذا و غذاخوری  و جایگاه آن در دنیای امروز را بیش از پیش نمایان می سازد و این نکته را برای ما در بر دارد که ما می توانیم با توجه به این مورد ، گستره فرهنگی خویش را وسعت بخشیم و نیز با سایر فرهنگ ها بیشتر و ملموس تر آشنا شویم.

در این بین، رستوران ها و مجتمع های رستورانی در هر کشور می توانند نقش مهمی را در اشائه و ارائه فرهنگ های غذا خوری ایفا نمایند و آن چیزی که غذا را با معماری پیوند می دهد در همین جاست. معماری رستوران ها همواره تأثیر چشمگیری در جلب نظر مردم نسبت به این مقوله ایفا کرده است.  در واقع آن چیزی که این روزها همراستا و موازی با این فرهنگ رو به پیشرفت گذارده است ، ایجاد فضایی دلنشین برای خوردن و آشامیدن است.

همانطور که اشاره شد ، امروزه غذاها سفیر فرهنگ ها ، قوم ها و کشور های مختلف در سرتاسر دنیا می باشند. همین امر می تواند مؤید این نکته باشد که ما نیز می توانیم به رستوران های خود نگاهی فراتر داشته باشیم و برا ی آنها هویتی مستقل تر و در ابعادی کلان تر در نظر بگیریم. اتفاقی که در این طرح معماری به آن توجه شده است و موضوع طراحی قرار گرفته است.

زمینه انتخاب شده در طرح معماری چهار می بایست به گونه ای می بود که دانشجو را دریافتن  راه حل های جدید در حل ارتباطات پیچیده ترغیب نماید. بدین خاطر موضوعاتی از قبیل طراحی فضاهای بهداشتی شهری ، آموزشی ، فرهنگی و مجموعه های همچون مجتمع رستورانی در این تمرین قابل عرضه بود و مقیاس کار در حد یک بنای عمومی بزرگ تعریف می گردد.

در کشور ما ، حضور رستوران ها و مجامع رستورانی( با رویکرد ایرانی و بین المللی ) ، بسیار کمرنگ دیده می شود و در زمینه معماری نیز دانش چندانی حول این محور شکل نگرفته است. شاید این غفلت در تدوین دانش طراحی رستوران ، جای خالی رستوران های کم نقص و درخور توجه را در کشور ما پر رنگ کرده است.

بررسی امور تغذیه

افراد بشر از گونه‌های اجتماعی مختلف هستند؛  ما با هم غذا می‌خوریم، سهیم شدن در غذا، تعارف غذا و ملاحظه یکدیگر کردن در زمان غذا خوردن و سایر رسوم غذایی را یاد می‌گیریم. غذا بخش اصلی تجمع انسانی و روابط متقابل است و برای بیشتر مردم غذا سرچشمه رضایت و لذت است. غالب اوقات موفقیت و عدم موفقیت در مناسبت‌های اجتماعی از روی چگونگی برخوردها به غذا سنجیده می‌شود.

با این همه اگر چه غذا بخش مهمی از زندگی ماست به خصوص زمانی که ما مشغله‌های فراوان دیگر در طول روز داریم ممکن است درک و توجه ارادی نسبت به غذا نداشته باشیم. ما مایلیم غذاهایی را بخوریم که دوست داریم و از خوردن‌شان لذت می‌بریم. اغلب ناآگاهانه به سمت غذاهایی می‌رویم که در گذشته مصرف آنها سبب آرامش ما شده است.

زندگی در شهرها فشارهای عصبی زیادی به مردم وارد می‌کند. احتمالا حتی در خانواده‌ها علاقه به پخت و پز را کاهش می‌دهد زیرا آنها تصور می‌کنند، پخت و پز غذا وقت‌گیر است.اطلاعات موجود درباره غذا فراوان اما اغلب متناقض است و همیشه کمک کننده نیست.

بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند که زحمت زیادی برای غذا نکشند و برخی افراد خوشحال می‌شوند که بتوانند بدون غذا کار کنند. برای برخی افراد غذا خوردن حتی به صورت یک وظیفه درآمده است. با اینکه بسیاری غذاهای تازه، رنگارنگ و  متنوع از تمام نقاط دنیا می‌آید جای تاسف است که برخی مردم غذا را لذت‌بخش نمی‌انگارند. صنعت غذا می‌تواند تاثیر عمده‌ای در درک و انتخاب غذای ما داشته باشد.