رابطه تاریخ شکل گیری رستوران و غذا خوردن در بیرون از خانه که امروزه به یک روند عمومی تبدیل شده است، می گوید:این پدیده تاریخچه ای دارد که با فرایندهای مدرن شدن و شهر نشینی مرتبط است. در حالیکه در دوره پیشا مدرن محل کار و زندگی ، خانه بوده است، در دوره مدرنیته خانه دیگر محل کار نیست.در مقابل خروج کار از خانه و انتقال آن به بیرون در دوران مدرن، برخی پدیده ها همچون حمام که قبلا بیرون از خانه بوده اند، حال به داخل خانه منتقل شده اند.بدین ترتیب خانه نیز برخی از کارکردهایش را ازدست داده و برخی کارکردهای جدید یافته است.از آن میان می توان به تربیت فرزند اشاره کرد و اینکه امروزه کودکان از لحظه تولد بیشتر وقتشان در مهد کودک و پیش دبستانی و مدرسه می گذرد تا زمانیکه وارد دانشگاه و محیط کار می شوند.در حالیکه در گذشته فرزندان در خانه پدری زاده می شدند، بزرگ می شدند و اغلب هم تا پایان عمر حتی پس از تشکیل خانواده در همان خانه پدری می ماندند.

از دیگر کارکردهای خانه که در حال تضعیف است، مسئله آشپزی و غذا خوردن است که درحال انتقال به خارج از خانه می باشد.در حالیکه در گذشته خانه به مثابه مکانی برای براورده کردن نیازهای اولیه و تهیه غذا بوده است، امروزه شاهد انتقال پدیده آشپزی و صرف غذا در بیرون از خانه هستیم که این امر خصوصا در کشورهای صنعتی به خوبی مشاهده می شود.گرچه به نظر نمی رسد تضعیف پدیده آشپزی در خانه در فرایند مدرنیته به طور کلی حذف شود، اما نمی توان احتمال آن را نداد که در آینده آشپزی در خانه به همان اندازه که امروزه حمام رفتن در بیرون خانه عجیب است؛ نایاب و استثنایی شود.در واقع این تحولات که در خانه بوجود آمده است، ناشی از تحولات ساختاری و تغییرات اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی در خانواده است.از این رو شاهد تغییر مکان اوقات فراغتی هستیم که با پدیده غذا خوردن مرتبط است ؛ که شامل انواع شب نشینی ها ، مهمانی ها، جشن ها و آیین های عمدتا خانگی می شود که اساسشان بر آشپزی و تهیه غذا بوده است.و امروزه عمدتا به بیرون از خانه منتقل شده اند.حتی در جشن نوروز که مهمترین آیین سنتی خانگی ایرانیان است، هر ساله شاهد افزایش مسافرت های نوروزی هستیم که برای مثال در سال گذشته بیش از 6 میلیون نفر تعطیلات نوروز را در سفر گذرانده اند.رشد فردیت از دیگر اتفاقات مهم در سیر تحولات اجتماعی و مدرنیته است که باعث می شود ، افراد سلیقه فردی خود را ترجیح دهند و بنا به میل خود رفتار کنند.بدین ترتیب در رابطه با صرف غذا و سلیقه های غذایی هم ، فرد رستوران رفتن و انتخاب غذای مورد علاقه خویش را در آنجا ترجیح می دهد.در خانه معمولا سلیقه های فردی اعمال نمی شود و طبخ غذا به توان آشپز ، مواد غذایی موجود و آنچه اکثریت می خواهند، بستگی دارد.اما در رستوران فرد می تواند با توجه به سلیقه فردی خود غذایی انتخاب کند.رستوران الگوی تغذیه براساس فردیت و ارزش های فردگرایانه در مقابل الگوی تغذیه در خانه براساس سنت است.بدین ترتیب چنین تحولاتی در عرصه های فردی و اجتماعی زمینه ساز تبدیل رستوران به مثابه محلی برای گذران اوقات فراغت شده اند.این استاد دانشگاه در ادامه اوقات فراغت را اینچنین تعریف می کند: اوقات فراغت به عنوان یک عامل فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی اوقاتی است که کار محسوب نمی شود.و در واقع آن بخش از زمان فرد است که برای تحقق خویشتن و شکوفایی استعدادها و پاسخ دادن به نیازهای ثانویه استفاده می شود .اوقاتی که ما محکوم و مجبور به انجام کاری نیستیم ، برای کسب درامد نمی گذرد .زمانی که صرفا برای پرداختن به خود و کسب لذت می گذرد.در واقع با گذش زمان شاهد تغییر عواملی هستیم که اوقات فراغت بیشتری را برای فرد ایجاد می کند.عواملی همچون افزایش درامدها، رشد طبقه متوسط ، رشد تکنولوژی و تحولات اقتصادی.